قواعد عذبی دوم عمومی

دانلود قواعد دوم عمومی

دانلود ترجمه عربی دومهای ریاضی و تجربی های عزیز

دانلود ترجمه دوم عمومی

دانلود سخنرانی دکتر رفیعی در عاشورای 93

دانلود سخنرانی

دانلود مداحی حاج منصور در محضر حضرت آقا

دانلود مداحی

اى لشکر! اگر بر من رحم نمى‏کنید پس بر این طفل رحم کنید.

برای دفن جگرگوشه ام

شتاب مکن

حضرت از اسب فرود آمد و با نیام شمشیر، گودى در زمین کند و آن کودک را به خون خویش آلوده کرد پس او را دفن نمود.( منتهى الآمال، شیخ عباس قمى ،ج‏۲،ص:۸۹۳، الإحتجاج،الطبرسی،ج‏۲،۳۰۰)
به گزارش گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز: یکی از بزرگترین مصیبتهایی که در روز عاشورا رخ داد شهادت طفل شیرخوار حضرت اباعبدالله می باشد. واقعه ای که در آن اوج قساوت و ناجوانمردی دشمن در صحنه نبرد به جهانیان نشان داده شد. قساوتی که این روزها نیز در کشورهای مختلف توسط مئعیان حقوق بشر در حال انجام است.
سبط ابن جوزى در تذکره از هشام بن محمّد کلبى نقل کرده که چون حضرت امام حسین علیه السّلام دید که لشکر در کشتن او اصرار دارند، قرآن مجید را برداشت و آن را از هم گشود و بر سر گذاشت و در میان لشکر ندا کرد:
 
بینى و بینکم کتاب اللّه و جدّى محمّد رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم.
 بین من و شما کتاب خدا و جدم رسول الله (ص) حاکم است.
اى قوم! براى چه خون مرا حلال می دانید؟ آیا من پسر دختر پیغمبر شما نیستم؟ آیا به شما نرسید قول جدّم در حقّ من و برادرم حسن علیه السّلام:
 
هذان سیّدا شباب اهل الجنّه؟
این دو دو سرور جوانان بهشتند.
 
در این هنگام که با آن قوم احتجاج می ‏نمود ناگاه نظرش افتاد به طفلى از اولاد خود که از شدّت تشنگى می ‏گریست، حضرت آن کودک را بر دست گرفت و فرمود:
یا قوم! ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطّفل.
اى لشکر! اگر بر من رحم نمى‏کنید پس بر این طفل رحم کنید.
 
پس مردى از ایشان تیرى به جانب آن طفل افکند و او را مذبوح نمود. امام حسین علیه السّلام شروع کرد به گریستن و گفت: اى خدا، حکم کن بین ما و بین قومى که خواندند ما را که یارى کنند بر ما، پس کشتند ما را، پس ندایى از آسمان آمد که بگذار او را یا حسین که از براى او مرضع یعنى دایه ‏اى است در بهشت. ( تذکره الخواص، ص ۲۵۲٫)
 
و در کتاب احتجاج مسطور است که حضرت از اسب فرود آمد و با نیام شمشیر، گودى در زمین کند و آن کودک را به خون خویش آلوده کرد پس او را دفن نمود.( منتهى الآمال، شیخ عباس قمى ،ج‏۲،ص:۸۹۳،  الإحتجاج،الطبرسی،ج‏۲،۳۰۰)
  

 

توبه حر

 
توبه حر 
هنگامی که حر فریاد غریبانه امام حسین علیه السلام را که طلب یاری می‎کرد شنید، نزد عمرسعد رفت و پرسید: آیا تو با این مرد خواهی جنگید؟ عمر گفت: آری به خدا قسم، با او جنگی خواهیم داشت که دست کم، سرها قطع گردد و دست‎ها جدا گردد.
 
حر گفت: شما چه خواهید کرد؟ آیا پیشنهاد او مورد پسند شما نیست؟ ابن سعد گفت: اگر کار دست من بود (هر آینه از جنگ با او) دست می‎کشیدم. اما امیر تو (ابن زیاد) از این کار سر باز می‎زند. حر او را ترک کرد و با دیگران در انتظار ایستاد، در حالی که در کنار او قره پسر قیس قرار داشت. 
 
حر به قره گفت: آیا اسب خود را امروز آب داده‎ای؟ قره گفت: نه. حر گفت: آیا می‎خواهی آن را سیراب کنی؟ قره گمان کرد که حر قصد کناره‎گیری از سپاه ابن سعد را دارد، در حالی که حر چندان تمایلی نداشت که قره جدا شدن او را مشاهده کند. پس او را ترک کرد و رفت. اینجا بود که حر به امام حسین علیه السلام قدری نزدیک شد. مهاجر پسر اوس به حر گفت: آیا تو می‎خواهی که حمله کنی؟ در پاسخ این سوال حر ساکت شد و بر خود می‎لرزید، پس در حالی که مهاجر از این حال حر به شک افتاده بود، او را مورد خطاب قرار داد و گفت: اگر از من درباره شجاع‎ترین مرد کوفه سوال می‎شد، تو را معرفی می‎کردم، این چه حالتی است که در تو می‎بینم؟ حر گفت: همانا خود را بین بهشت و دوزخ متحیر می‎بینم، به خدا سوگند اگر مرا با آتش بسوزانند من جز بهشت چیز دیگری را انتخاب نخواهم کرد. پس از آن با شلاق به اسب خود نواخت و به سوی امام حسین علیه السلام رهسپار شد.
 
برای دانلود با کیفیت بالا روی عکس کلیک کنید 
 
لحظات دیدار با امام 
او به سبب آن چه پیش از آن به آل رسول روا داشته بود و آنها را در مکانی بی آب و گیاه وانهاده بود، سر از خجالت به پایین انداخته بود و به سوی آنها پیش می‎رفت.  
 
«پروردگارا! من به سوی تو باز می‎گردم، پس توبه‎ام را پذیرا باش. من دل اولیا و فرزندان پیامبرت را به وحشت انداخته‎ام. ای اباعبدالله! من بازگشته‎ام و تائب هستم، آیا برای من راهی به توبه هست؟ امام در پاسخ حر فرمود: آری، خداوند به تو روی خواهد کرد. 
 
این گفتار امام حسین علیه السلام حر را شادمان کرده بود. او به یقین دریافت که به زندگانی بی پایان و نعمت‎های همیشگی راه یافته است. 
 
 
شهادت حر 
پس از حبیب ابن مظاهر به میدان رفت و به پیکار عظیمی نمود. تا جایی که بر اساس روایات تا 40 تن را به درک واصل کرد. وقتی لشگر پیاده نظام به او حمله ور شدند تیری به پای اسب خورد و اسب به زمین خورد. اما حر  با چالاکی از اسب پایین پرید و مبارزه ای دلاورانه کرد تا جایی که 40 نفر از سپاه دشمن را به قتل رساند. در همین هنگام پیاده نظام به او حمله کردند و جسم بی جانش روی زمین افتاد. او را به کنار شهدای دیگر خیمه رساندند. وقتی امام خون از صورت حر پاک می کرد و با پارچه ای پیشانی حر را می بست، این جمله را بر زبان جاری می کرد:
تو آزاده‎ای! همان طور که مادرت تو را نامیده است و تو در دنیا و آخرت آزاده‎ای
 
پروانه عشقم من و شمع سحرم نیست
خواهم که زنم بال ولی بال و پرم نیست
از شدت شرمندگی از زینب و عباس
آنگونه شدم آب که دیگر اثرم نیست
سوی تو سرافکنده بیایم که بدانی
در پیش وجود تو نمای دگرم نیست
اذنم بده تا جان به فدایت بنمایم
والله کز این آرزوی بیشترم نیست
حرّم من و در بین کمند تو اسیرم
جز آتش عشقت به دل شعله ورم نیست
از چشمه ی چشمم شده یک نهر روانه
جز خون دل آرامش اشک بصرم نیست
................................................
پی‎نوشت‎ها:
1- جمهرة انساب العرب، ص227 .
2- مقتل الحسین مقرم، ص 227- 229 .
3- تحت العقول، ص 292/ الانوار البهیة، ص 101. ترجمه از کتاب المنجد، ترجمه محمد بندرریگ، ج2، ص 1712 .
4- تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص400/ مقتل الحسین مقرم، ص214 .
5- ابصارالیعین، ص205.
6- تاریخ الامم و الملوک، ج5، ص 402- 401/ رکک کتاب الفتوح، ج5، ص78- 76/ ابصارالعین، ص205 .
7- کتاب الفتوح، ج5، ص78/ مقتل الحسین خوارزمی، ج1، ص232 .
8- مقتل الحسین خوارزمی، ج1، ص232 .
9- اللهوف، ص45/ امالی الصدوق، مجلس30، ص141 .
10- مثیرالاحزان، ص60/ مقتل الحسین مقرم، ص290 .
11- تاریخ الامم و الملوک، ج5، ص441- 440 .
12- تاریخ الامم و الملوک، ج5، ص437 .
13- مناقب آل ابی طالب، ایران، ج4، ص100 .
14- مقتل الحسین خوارزمی، ج2، ص11 .
15- بحارالانوار، ج10، ص117. 
16- مقتل الحسین مقرم، ص303 .
17- مقتل العوالم، ص 85 .
18- امالی الصدوق، ص414، مجلس 30/ مقتل الحسین خوارزمی، ج2، ص11 .
19- اقبال الاعمال، ج3، ص 78 و 344 .
20- اصول کافی، ج2، ص89، کتاب ایمان و کفر، باب صبر، ح6 .
21- نهج البلاغه، نامه 31 .
22- ابصارالعین، ص216 .